تاریخ انتشار مهر 1398 ::
مولوی هرگز دربست تسلیم شخصیت شمس نیست. شمس و مولانا در عین عشق و محبت تام به یکدیگر، شخصیت فردی خودشان را برای خود نگه داشتهاند.
هفتمین روز از ماه مهر در تقویم ما برای بزرگداشت بزرگی نامگذاری شده، که در نگاه عموم ما، فردی است ناشناخته، که در برهه کوتاهی از تاریخ برای تحول مولانا فرستاده شده و بعد از انجام ماموریتش هم به همانجایی که از آن آمده، برگشته است. شمس تبریزی که حتی محققین ادبیات هم اگر به سراغ او رفتهاند، به سبب ارتباط او با مولانا و به منظور شناخت بیشتر و بهتر مولانا بوده است. حال آنکه شمس خود یک شخصیت کاملا مستقل فرهیخته و ادبی است که به خودی خود حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
ما شمس را وقتی خوب میشناسیم که قطعا این ده کتاب را مطالعه کرده باشیم.
به ترتیب اهمیت، یکی «مقالات شمس» است، دیگری «رساله سپهسالار»، بعد «مناقبالعارفین» افلاکی، بعد دو کتاب پسر مولانا، سلطان ولد، بعد کتاب «معارف» بهاءولد، پدر مولانا و یکی هم کتاب «معارف» محقق ترمذی است.
اگر این چند کتاب به علاوه آثار مولانا، بهویژه «فیهمافیه»، «مثنوی»، «مکاتیب»، «مجالس سبعه» و «دیوان کبیر» که با هم یک مجموعه ده یا یازدهتایی است مطالعه و با هم مقایسه کنیم، تاثیراتی که شمس داشته، سیر تحولی که پیدا کرده و این قبیل موارد همه را میتوان دست یافت. این نگره قطعا نگره عوامانهای است که بگوییم شمس بود که مولوی را پدید آورده یا اگر شمس نبود، مولانا این جایگاه را نمییافت. اصلا این طور نیست. در واقع شمس یکی از عوامل تحو مولانا، ولی مهمترین عامل است. در تکوین شخصیت مولانا، نقش اول و اصلی را پدرش بهاءولد دارد. بعد از آن محقق ترمذی و بعد از محقق هم انواع استادهایی که در حلب و قونیه و… داشته، دارند که یکی از این حلقه عوامل، شمس تبریزی است. شمس یک انقلاب عظیم در مولانا ایجاد میکند، اما نمیتوانیم بگوییم تنها عامل است.
بدون مولانا هم شمس خیلی حرف برای گفتن دارد. منتهی چون شخصیت شمس اساسا در ستیزش و آمیزش است، یک مقدار شاید او را از حرف زدن و کار کردن محروم میکردند. مولانا چون ملایم و آرام است، زمینه را آماده میکند که پیام و حرفهای شمس از بین نرود، اما اینکه بگوییم مولوی زبان شمس است یا شمس زبان مولوی است، باز هم برخاسته از همان نگره اعجابانگیز عوامانه است. شمس خود یک شخصیت مستقل است و قبل از اینکه مولانا را ببیند، درسها خوانده، سفرها رفته، حرفها زده و مشایخ دیده است.
دیدگاهتان را بنویسید