تاریخ انتشار خبر دیماه 1397 ::
در این مراسم مرتضی قلیچ با تفکیک اجتماعیات در ادبیات با جامعهشناسی ادبیات گفت: هنگامی که از اجتماعیات در ادبیات سخن میگوییم در واقع باید به سراغ توضیح و تبیین مفاهیم جامعهشناختی در ادبیات رفت اما موضوع جامعهشناسی ادبیات کشف ضمیر نویسنده و نشان دادن عناصر اجتماعی رمان است.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی قزوین افزود: ما باید باور داشته باشیم که ادبیات صور خیال صرف نیست بلکه خود متن جامعه است. در واقع رمان محصول دوران مدرن است، دورانی که دگرگونیهای اجتماعی شتاب بیشتری گرفته بودند.
قلیچ ادامه داد: رمان ماخونیک از این زاویه رمانی با مضامین اجتماعی محسوب میشود. در این رمان ما پیوسته با تجربههای شخصی یا جمعی شکستخورده روبرو میشویم. ماخونیک را میتوان آینه شکست انسان ایرانی دانست. به تعبیر جان فوران، مقاومت شکننده در این رمان موج میخورد. از این رو ماخونیک آینه تمامقد دگرگونیهای تاریخ معاصر ایران است. تاریخی که تجربههای شکستخورده زیادی به خود دیده است.
مرتضی قلیچ در بخشی دیگری از صحبتهای خود گفت: ما در رمان ماخونیک همچنین با دوگانههای زیادی روبرو هستیم. در این رمان مدام مفاهیم انقلابی / محافظهکار، آگاهی / از خودبیگانگی، نسل قدیم / نسل جدید و … پیش روی مخاطب گشوده میشود.
او با تفکیک جامعهشناسی سرد از جامعهشناسی گرم گفت: در جامعهشناسی سرد حوزه مفهومی مورد بررسی پس از چند سال فراموش میشود یا در گوشه کتابخانهها خاک میخورد اما مفاهیم مورد کنکاش در جامعهشناسی گرم سالها در ذهن و خاطرهها باقی میمانند. همچنین در جامعهشناسی سرد بیشتر با آمار و دادههای آماری سروکار داریم اما در جامعهشناسی گرم سوژه بدون میانجی سخن میگوید. درواقع سوژهها خود نماینده نسلها و گروههای اجتماعی هستند. از این منظر رمان ماخونیک را در حوزه جامعهشناسی گرم قرار دارد.
این استاد دانشگاه با تفکیک رمان مقلدانه از رمان محققانه گفت: رمانهای مقلدانه بیشتر روی ترکیب واژگان و عبارات تأکید میشود و ژرفایی پشت این عبارتها وجود ندارد اما در رمانهای محققانه که ماخونیک در این نوع قرار میگیرد نویسنده به شدت درگیر موضوع میشود و برای نوشتن هر فصل و هر سطر و هر واژه مدتها کنکاش و تحقیق میکند. درواقع رمانهای محققانه را میتوان نوعی آفرینش ادبی و جامعهشناختی به حساب آورد.
این جامعهشناس با نقل قولی از مارگارت مید، روش نگارشی ماخونیک را در حوزه شرح غنی تصاویر جامعه قرار داد و گفت: یکی از نقاط درخشان ماخونیک تصویرنگاریها و بومینوشتههایی است در کتاب وجود دارد. شما میتوانید در جای جای این رمان این تصویرسازیها را ببینید.
قلیچ دیگر ویژگی جامعهشناختی رمان ماخونیک را پرداختن به مفاهیم اصیل جامعهشناختی مانند از خودبیگانگی، همبستگی، گروههای اجتماعی، طبقات اجتماعی، کشکمشهای طبقاتی و اجتماعی و مفاهیم کاربرد دیگری همچون بیکاری برشمرد.
او با ذکر چند مثال وضعیتهای اگزیستانسیالیستی این رمان را یکی از نقاط قوت آن دانست و گفت: موقعیتهای مرزی یا وضعیتهای رهاییبخش در ماخونیک وجود دارد و چهرهای انسانی به رمان بخشیده است.
این جامعهشناس از همین منظر به موضوع بحران هویت در ایران پرداخت و گفت: از جمله نشانههای بازنمایی بحران هویت در رمان ماخونیک باید در اسامی شخصیتهای این رمان دید. اسمهایی که ناآشنا و نامأموس هستند. اما برجستهترین وجه بحران هویت رمان ماخونیک، تجربهها و پروژههای شکستخوردهای است که در این داستان به آن پرداخته شده است.
مرتضی قلیچ در پایان سه نقد اساسی خود را به این رمان بدین گونه برشمرد: نخست اینکه با اینکه شخصیت اصلی رمان، دختری به نام ماخونیک است اما این شخصیت در هیچ کجا سخن نمیگوید و سکوت کرده است. به عقیده من این شخصیت نمیتواند بازنمایی زن ایرانی مورد نظر نویسنده باشد. دوم متن رمان یکدست نیست و بالا و پایین میشود. در جاهایی نیز نثر حالت توهینآمیز به دیگر فرهنگها مانند فرهنگ هندی به خود میگیرد. و نقد آخر اینکه اگر رمان ماخونیک را در رده رمانهای مدرنیستی قرار دهیم، آیا در یک رمان مدرن میتوان سراغ ادبیات کلاسیک رفت و از آن شاهد مثال آورد.
جلسه نقد و بررسی رمان ماخونیک با توضیحات نویسنده و سخنرانی ناشر به پایان رسید.
دیدگاهتان را بنویسید