توضیحات
گذری بر اکسپرسیونیسم در تئاتر
تعریف اکسپرسیونیسم در تئاتر چندان پیچیده نیست. به رئالیسم نزدیک است، هرچند تفارق ملموسی با یکدیگر دارند. اکسپرسیونیسم را میتوان «تفسیر محتوی» معنا کرد. دکتر فرهاد ناظرزاده کرمانی این واژه را «گزارهگرایی» تعبیر کرده است، که از ماهیت واژۀ اصلی به دور نیست و در حقیقت همان تفسیر موضوع را به دست میدهد. در رئالیسم، آنچه را که در واقعیت پیرامون به چشم میآید، بر روی صحنه نمایش ملاحظه میشود، اما در اکسپرسیونیسم علاوه بر مشاهدۀ آن واقعیات، پا به درون ذهن گذاشته شده و آنچه را که پس پردۀ اندیشه قرار دارد، در روی صحنه و در برابر چشم تماشاگران به منصۀ ظهور کشانده میشود. نباید فراموش کرد که این واژه و واژههای مشابه، که از مکاتب هنری غرب به ما رسیده، صرفاً نتیجۀ تجربیات و ممارست سالهای طولانی است که هنرمندان غربی با آن سروکار داشته و شکل صیقل یافتهای را برای ما به ارث گذاردهاند. وقتی ما هنر را با زبان آنها یاد میگیریم، واژههای ساخته و پرداختۀ آنها را هم به راحتی به کار میبریم. مگر نه آنکه تقریباً تمامی هنرمندان سرزمین ما، پس از مشاهدۀ دهها واژۀ معادل شده به فارسی، همچنان واژههای اصلی غربی را به کار میبرند و، به اینصورت، راه ارتباط را با هنرمند یا هنرشناس مقابل خود آسانتر مییابند؟ گرچه داشتن تعصب روی فارسی کردن واژهها در خور تحسین است، اما همچنان باید راه را برای برقراری «ارتباط آسانتر» باز گذاشت.
حدود یک قرن و نیم است که از ورود تئاتر غربی به سرزمین ما میگذرد، اما هنوز واژۀ معادل «تئاتر» به دست نیامده است. واژۀ «نمایش» هرگز نمیتواند جایگزین «تئاتر» باشد و همینطور است واژههایی چون «دراما»، «میزانسن»، «تراژدی»، «کمدی» و بسیاری دیگر. معادلسازیهایی که تاکنون ارائه شده، تماماً در بستر کتابها مانده و در عرصۀ عملی تئاتر، از آن واژهها در محاورات متداول، کمترین استفاده به عمل آمده است.
اکسپرسیونیسم زمینه را برای بهرهجویی از ابعادی تازه از نمایش در روی صحنه فراهم میآورد و خالق اثر، حرف خود را بهگونهای تازه مطرح میکند و تماشاگر را با خود به درون دنیای ذهن میکشاند و نادیدنیها را به عینیت تبدیل میکند. نمایشنامه نویسان بزرگی چون یوجین اونیل، برتولت برشت و اوگوست استریندبرگ آثار ماندگاری به سبک اکسپرسیونیسم عرضه کردهاند.
از ویژگیهای این کتاب این است که:
سونات ارواح ترجمهای است از دکتر ناصر آقائی که از تمام تجربه بازیگری خود درآن استفاده کرده و روح درام در آن دمیده شده است. دوم اینکه فضای موسیقیایی موجود در سونات ارواح با توجه به اینکه خود استریندبرگ در موسیقی هم سررشته داشته است پیادهسازی شده است. سوم اینکه در همین کتاب نمایشنامه سونات ارواح که دیالوگها بصورت اجرای صحنهای می باشد تنظیم رادیویی هم توسط دکتر ناصر آقائی صورت گرفته است.
نمایشنامه کلیدهای بهشت هم برای اولین بار است که در ایران ترجمه و منتشر میشود.







دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.